هلیاهلیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

هلیا - الهه خورشید

سفر

  می روی سفر ! برو، ولی زود برنگرد مثل آن پرنده باش  آن پرنده اي كه رو به نور كرد می روی، ولی به ما بگو راه این سفر چه جوری است؟ از دم حیاط خانه ات تا حیاط خلوت خدا چند سال نوری است؟ راستی چرا مسیر این سفر روی نقشه نیست؟ شاید اسم این سفر که می روی زندگی ست   ...
3 تير 1391

پرواز را بیاموز

وقتی راه رفتن آموختی ،دویدن بیاموز.وقتی دویدن آموختی،پرواز را راه رفتن بیاموز،زیرا راههایی که میروی جزئی از تو میشودو سرزمینهایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند. دویدن بیاموز،چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زود باشی دیر. و پرواز را یاد بگیر  نه برای اینکه از زمین جدا باشی،برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی...     ...
3 تير 1391

شب بخیر دخترم

           ماه قشنگ آسمون               یه  شب بیا به خونه مون    از آسمون بپر پایین               بدو بیا  روی زمین بیا، بشین کنار من                قصه بگو برای من قصه ی یک  ستاره             که  تا سحر بیداره   یا اون ابر سیاهی           &nbs...
3 تير 1391

این سماور جوش است - ادامه مطلب

  این سماور جوش است پس چرا می گفتی دیگر این خاموش است؟ باز لبخند بزن قوری قلبت را زودتر بند بزن توی آن مهربانی دم کن بعد بگذار که آرام آرام چای تو دم بکشد شعله اش را کم کن دستهایت سینی نقره نور اشکهایم استکان های بلور کاش استکان هایم را توی سینی خودت می چیدی کاشکی اشک مرا می دیدی خنده هایت قند است چای هم آماده است چای با طعم خدا بوی آن پیچیده از دلت تا همه جا پاشو مهمان عزیز توی فنجان دلم چایی داغ بریز ...
3 تير 1391

شعر سیب - ادامه مطلب

شعر اول رو حمید مصدق گفته بوده که همه خوندن یا شنیدن : تو به من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلود به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي و هنوز، سالهاست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق در اين پندارم كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت     بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده: من به تو خنديدم چون كه مي دانستم تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي پدرم از پي تو تند دويد و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه پدر پير من است من ب...
3 تير 1391